تبليغاتX

Peyambareomid السلام علیک یا ابا عبد الله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین .... سلام بر تو یا ابا عبدالله و سلام بر جان هایی که که در سایه سارت جان باختند سلام من وسلام خدا بر شما تا شب و روز باقی است و خداوند این را اخرین زیارت ما قرار ندهد. سلام بر حسین و بر علی بن الحسین وسلام بر فرزندان حسین و سلام بر یاران حسین....... ۩۞۩ السلام علیک یا ابا عبدالله ۩۞۩
 
درباره وبلاگ

السلام علیک یا ابا عبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی جمیعا سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم
السلام علی الحسین
وعلی علی بن الحسین
وعلی اولاد الحسین
وعلی اصحاب الحسین
نظرسنجي
دوستان من

گالري قالب وبلاگ
اسمان تنها
عطر گل یاس(ياس منتظر)
بارانی ترین........(حبيب)
جمکران
شرح دلتنگی من
قصر باران زده واژه های سبز
شاگرد شیخ(حافظ)
واسه اونایی که دلشون گرفته
وبلاگ حبیب جونم(حبيب)
السلام علیک یا ابا صالح المهدی(خودم)
عشق است ابوالفضل
یاد تو همیشه با من است(ساحل)
علوم کامپیوتر دانشگاه قم(حيدري)
گورچان در گذر زمان(وحيد)
دادار
پیام امام حسین
عشق من عاشقم باش
شکلک
جان جانان
محمد غلامی
یه فکر خوب
خاکریز عشق
مهر بي كران
نسیم صبح
فدایی سید علی
فاصله
انجمن کمک به زندانیان نیازمند
مادر
دستيار معلم(استاد حاتمي)
arabian gulf
فدک راز نهفته زهرا
شاعر شب
ساحر شب
خانه به دوشان
پناهنده
sayeyekhial

پیوندهای روزانه

انجمن طراحان ايران
این چه وحدتی است؟؟؟؟؟؟
عاشورا وپیامدهای ان
اخرین اخبار ایران وجهان

آرشيو پيوند هاي روزانه

آمار وبلاگ
كل بازديد ها :
اخرین لحظات زندگی امام حسین
در روز عاشورا پس از آن که امام حسین علیه السلام با زخم‌های فراوان بر زمین افتاد، هیچ‌یک از سپاهیان عمر سعد برای کشتن او پیش نیامدند. همه کراهت داشتند با دست خود، سر از تن امام جدا کنند.

عاقبت، شخصی سنگدل و بی‌رحم به نام مالک بن یسر نزدیک آمد و شمشیری بر سر امام فرود آورد. شمشیر، کلاهخود را شکافت، به سر مبارک امام رسید و خون از سر امام جاری شد. امام حسین علیه السلام به او فرمود:« دعا می‌کنم هرگز با آن دست غذا و آب نخوری! خدا تو را با ظالمان محشور گرداند!»
مالک کلاهخود امام را برداشت و برد.

در تاریخ چنین آمده است که بعد از آن، دستانش از کار افتاد و تا آخر عمر در فقر و تنگدستی به سر می‌برد.
عمر سعد فریاد زد:« وای بر شما! پیاده شوید و کار حسین را تمام کنید!»
در اینجا بود که شمر بن ذی الجوشن از اسب پیاده شد و بالای سر امام رفت. آن‌گاه شمشیر خود را بر گلوی شریف او فرود آورد و گفت:« به خدا من سر تو را جدا می‌کنم اما می‌دانم که تو پسر رسول خدا هستی و پدر و مادرت بهترین افراد زمین‌اند.»
سپس سر مقدس آن بزرگوار را از بدن جدا کرد.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 11:23  توسط سعید 
اخرین وداع امام
امام حسین علیه السلام بعد از ظهر عاشورا، پس از شهادت همه‌ی اصحاب و یارانش، و پس از مبارزاتی چند، برای بار دوم به خیمه ها آمد و با اهل بیت خود وداع فرمود. امام، آنان را به صبر و شکیبایی فرا خواند و به ثواب و اجر الهی وعده داد و فرمود :« خود را برای سختی‌ها مهیا کنید و بدانید که خدای تعالی حافظ شماست و از شما حمایت خواهد کرد. او به زودی شما را از شر دشمنان نجات خواهد داد و عاقبت امر شما را ختم به خیر خواهد کرد؛ دشمنان شما را به انواع بلاها گرفتار خواهد ساخت و در عوض رنج‌ها و سختی‌هایی که می‌کشید، شما را از انواع نعمت‌ها و کرامت‌ها برخوردار خواهد کرد. بنابراین شکوه و گلایه نکنید و سخنی که از قدر و ارزش شما بکاهد بر زبان نیاورید.»

آن گاه فرمود:« لباسی برایم بیاورید که کسی در آن طمع نکند. می‌خواهم آن را زیر لباس‌هایم بپوشم تا عریانم نکنند. » اهل بیتش لباس کهنه‌ای برایش بردند.امام آن را چاک زد و به تن کرد اما پس از شهادتش، همان لباس کهنه را نیز از تن شریفش بیرون آوردند.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 11:21  توسط سعید 
عشق یعنی حسین

باسمه تعالی

«مناجات امیر عشق»

 روز عاشورا ،حسين بن على (عليه السلام) با اينكه مى ديد دشمن به تمام معنا آماده جنگ است تا آنجا كه از رسيدن آب نيز به اردوگاه و اطفال آن حضرت جلوگيرى نموده و دقيقه شمارى مى كند كه با كوچكترين اشاره اى حمله را آغاز كند، ولى آن حضرت همانگونه كه به هنگام ورود به كربلا گفت ، نه تنهاحاضر نبود شروع به جنگ نمايد بلكه مى خواست تا جايى كه ممكن است، براى آنان موعظه ونصيحت كند. امام (عليه السلام) می خواست  كه آنها راه حق و فضيلت را از باطل تشخيص دهند و از طرف ديگر مبادا در ميان آنان كسى ناآگاه و ناشناخته در ريختن خونش شركت كند و بدون توجه و آگاهى از حقيقت در ورطه سقوط و بدبختى ابدى قرار بگيرد. صبح روز عاشورا امام (عليه السلام) پس از تنظيم صفوف لشكر خويش، سوار بر اسب گرديد و از خيمه ها قدرى فاصله گرفت و با صداى بلند و رسا خطاب به لشكر افراد عمرسعد چنين فرمود:

" ای مردم! حرف مرا بشنويد و در جنگ و خونريزى شتاب نكنيد تا من وظيفه خود را كه نصيحت و موعظه شماست ، انجام بدهم و انگيزه سفر خود را به اين منطقه توضيح بدهم اگر دليل مرا پذيرفتيد و با من از راه انصاف درآمديد راه سعادت را دريافته و دليلى براى جنگ با من نداريد و اگر دليل مرا نپذيرفتيد و از راه انصاف نيامديد همه شما دست به هم بدهيد و هر تصميم و انديشه باطل كه داريد درباره من به اجرا بگذاريد و مهلتم ندهيد ولى به هرحال امر بر شما پوشيده نماند، يار و پشتيبان من خدايى است كه قرآن را فرو فرستاد و اوست يار و ياور نيكان."

یکی از مورخان می نویسد: چون حسين بن على(عليه السلام) ديد كه مردم كوفه بر قتل وى اصرار دارند قرآنى برداشت و باز كرد و روى سرش گذاشت و در مقابل صفوف دشمن آنان را صدا كرد كه "در ميان من و شما حاكم ، اين كتاب خدا و جدّم رسول اللّه باشد، مردم ! به چه جرمى ريختن خون مرا حلال مى دانيد، آيا من فرزند دختر پيامبر شما نيستم؟ آيا گفتار جدم را درباره من و برادرم نشنيده ايد كه این دو  آقای جوانان اهل بهشت اند؟ ..."

و  بعد تر فرمود:

"بندگان خدا! از خدا بترسيد و از دنيا در حذر باشيد كه اگر بنا بود همه دنيا به يك نفر داده شود و يا يك فرد براى هميشه در دنيا بماند پيامبران براى بقاء سزاوارتر و جلب خشنودى آنان بهتر و چنين حكمى خوشايندتر بود ولى هرگز! زيرا خداوند دنيا را براى فانى شدن خلق نموده كه تازه هايش كهنه و نعمتهايش زايل و سرور و شاديش به غم و اندوه مبدل خواهد گرديد، دون منزلى است و موقت خانه اى . پس براى آخرت خود توشه اى برگيريد و بهترين توشه آخرت تقوا و ترس از خداست . "...

و اين است عاطفه و محبت يك امام و رهبر الهى و انسان دوست در مقابل دشمن خونخوارش و این خوی حسین است که در هیچ لحظه حتی در آخرین لحظات عمر شریفش نیز ذکری به جز ذکر خدا را به لب ندارد. امام در آخرین لحظات، هنگامی که  تمام یارانش کشته شده و تنها در برابر آن لشکر خونخوار ایستاده بود سوى آسمان متوجه گرديد و براى آخرين بار با پروردگار خويش ، پروردگار عالميان چنين مناجات و راز و نياز نمود:

"در مقابل قضا و قدر تو شكيبا هستم اى پروردگارى كه بجز تو خدايى نيست . اى فريادرس دادخواهان كه مرا جز تو پروردگارى و معبودى نيست . برحكم و تقدير تو صابر و شكيبا هستم . اى فريادرس آنكه فريادرسى ندارد، اى هميشه زنده اى كه پايانی ندارد. اى زنده كننده مردگان . اى خدايى كه هركسى را با اعمالش مى سنجى، در ميان من و اين مردم حكم كن كه تو بهترين حكم كنندگانى"

 و آنگاه كه با بدنی غرق به خون صورت به خاك مى گذاشت ، گفت :

"بِسْمِ اللّه وَبِاللّه وَفِى سَبيلِ اللّه وَعَلى مِلَّةِ رَسُولِ اللّه"



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 10:35  توسط سعید 
با خدا عباس وقتی دست داد............ هر دو دست خویش را از دست داد

باسمه تعالي

 

 

"تا من زنده ام...."

 

كاروان به سوي شام در حركت بود. راه دراز كربلا تا شام پيموده شد و وقتي کاروانیان به شام رسيدند، سپاهیان وسايل غارت شده از شهداي كربلا را نزد يزيد بردند. در ميان آن وسايل پرچم بزرگي وجود داشت. يزيد و حاضران بهت زده ديدند همه جاي چوبه پرچم، سوراخ شده و آسيب ديده است؛ ولي تنها جای یک دست بر روی چوبه آن سالم است. يزيد از روي حيرت و تعجب پرسيد: اين پرچم را چه كسي حمل مي كرد؟

گفتند: عباس بن علي (عليهما السلام).

يزيد از روي تحير و براي تجليل از پرچمدار كربلا سه بار برخاست و نشست. سپس رو به حاضران كرد و گفت: "به اين پرچم بنگريد كه بر اثر صدمات و ضربه ها، هيچ جايش سالم نمانده است؛ جز دستگيره پرچم كه پرچمدار آن جا را مي گرفته و تحت هيچ شرايطي آن را رها نكرده است."

سپس گفت: ".... اين است معناي وفاي برادر نسبت به برادرش!"

هر كسي كه وقايع جانسوز روز عاشورا را شنيده باشد و يا تاريخ پر آشوب آن روز را خوانده باشد، بي شك شخصيتي همچون حضرت عباس بن علي (عليهما السلام) را مي ستايد. اسطوره اي كه شجاعت، ادب، وفاداري، ايثار و فداكاري را به گونه اي به نمايش در آورد كه دشمنان نيز نتوانستند از ذكر فضايل آن بزرگوار لب فرو بندند. تاريخ ديگر چون اويي را به ياد نخواهد آورد. اين فداكاري و از خود گذشتگي حتی پیش از جریان کربلا نیز در كلام آن بزرگوار در صفحه صفحه تاریخ به خوبي نمايان است.

روز هشتم ذيحجة سال شصتم هجري، يعني درست يك روز پيش از عزيمت كاروان امام حسين (عليه السلام) از مكه به سوي كربلا، قمر منير بني هاشم (عليه السلام) از فراز بام كعبه خطبه اي پرشور ايراد مي كند. در آن خطبه مي فرمايد: "تا پدرم علي (عليه السلام) زنده بود، كسي قدرت كشتن پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) را نداشت و تا من زنده هستم، كسي توان قتل برادرم امام حسين (عليه السلام) را ندارد." او خطاب به انبوه جمعيت حاضر در كنار بيت الله الحرام مي فرمايد: "بياييد تا شما را به راه كشتن امام حسين (عليه السلام) آگاه كنم. به قتل من مبادرت ورزيد؛ گردن مرا بزنيد، تا هدفتان محقق گردد." يعني اگر مي خواهيد امام را بكشيد، تا من زنده ام، امكان پذير نيست.

اين خاندان نه از كشته شدن در راه رضاي محبوب خود واهمه دارند و نه در راه حمايت و حفظ جان امام زمان خويش كوچك ترين تعلّلي به خود راه مي دهند.

اين جملات منتها درجه ايثار و جانفشاني را در راه حفظ جان مولا و امام زمان آن بزرگوار نشان مي دهد. اما كلام به همين جا ختم نمي شود. او بزرگ مردي است كه نه تنها در كلام، كه در عمل نيز وفاداري و صداقت خود را نشان مي دهد و شجاعتي آميخته به ايثار را به نمايش مي گذارد. او كلام خويش را در روز عاشورا با عمل به وظيفه همراه مي كند.  حضرت ابوالفضل (عليه السلام) در روز عاشورا سينه خود را در در مقابل تير هاي دشمنان سپر نموده و همچون سدي در مقابل سيل مهاجمين به امام حسين (عليه السلام) ايستادگي مي كند.

حتي در گرماگرم نبرد و در ميان آن همه دشمن، بازهم چنين رجز مي خواند كه: "از حريم سبط پيامبر اسلام حضرت محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) حمايت مي كنم و با شمشير استوار و بُرّان، شما را سركوب مي نمايم تا شما را از جنگ با آقا و سرورم امام حسين (عليه السلام) دور سازم. من عباس، علاقمند به حسين (عليه السلام) و اهل بيتش هستم و فرزند علي (عليه السلام) مي باشم؛ همو كه مورد تاييد خداوند بود."

او نه تنها كلام و عملش همراه هم بود كه رفتارش نيز مقبول امام زمانش قرار گرفت. اما از آن سو مولا نیز مولايی مهربان است. هنگامی که امام معصوم ، حضرت اباعبدالله الحسين (عليه السلام)، در لحظه شهادت ايشان بر بالین برادر حاضر می شوند، این گونه فدارکاری برادر را می ستایند و مي فرمايند: "برادرم! خداوند پاداش نيكو به تو عنايت فرمايد. تو در راه خدا مجاهده كردي و به گونه اي شايسته جهاد نمودي."...

 



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 10:28  توسط سعید 
عاشورا

باسمه تعالی

 

«تسلیم محبوب»

کسانی هستند که به صحنه ی خونین عاشورا، با دید تعجب و حیرت می نگرند و نمی توانند این حقیقت را در فکر خود هضم کنند؛ لذا با خود این گونه می اندیشند که یعنی چه و چگونه ممکن است که جمعی از بزرگان و اندیشمندان بشری، از جای برخیزند و عالمانه و عامدانه خود و عزیزان خود را به دهانه ی مرگ بیاندازند و به کشته شدن رضایت بدهند؟ مخصوصا چگونه ممکن است که آنان زنان و کودکان خود را به چنگال اسارت بیفکنند؛ تنها برای اینکه دین خدا را در دنیا حفظ کنند و آن را از کهنه و متروک شدن نجات دهند؟ آیا این کار از نظر عقلا و خردمندان، مقبول و مورد تایید است؟

از این رو در تفسیرکار معما گونه ی امام حسین(علیه السلام) عده ای متحیر شده و ممکن است تنها فداکاری حیرت انگیز آن حضرت را به صورت یک فداکاری اخلاقی و اجتماعی ارائه دهند و آن حضرت را فقط کشته ی راه آزادی و سرور آزادی خواهان جهان معرفی نمایند. اما با بررسي دقيق تر مي توان دريافت كه هدف و انگیزه ی اصلی آن حضرت در این فداکاری، خیلی بالاتر از این مطالب بوده است. درست است که امام حسین(علیه السلام)، نهایت درجه ی حریت و آزادگی را از خود نشان داد و عالی ترین مرحله ی فداکاری اجتماعی و اخلاقی و حفظ حقوق بشری را به اثبات رسانید؛ اما حقیقت فراتر از اینهاست.

یک فرق اساسی بین مسلک مادی و مکتب الهی وجود دارد و آن، این است که مسلک مادی اصالت را برای بدن انسان قائل است و روح انسان را – که حقیقت انسان است – اصلا به حساب نمی آورد. همچنین مسلک مادی اصالت را برای همین زندگی دنیا قائل است و عالم آخرت و عالم پس از مرگ را اصلا عالم زندگی نمی داند. اما مکتب الهی اصالت را از آن روح می داند و بدن را هم مرکب موقتی برای روح بر می شمرد. به علاوه اصالت در مکتب الهی برای عالم آخرت است و دنیا گذر گاه و بازار تجارتی برای تحصیل سرمایه ی زندگی در عالم پس از مرگ است. اما سرمایه چیست؟ سرمایه نیز عبارت است از نورانیت خاصی که در روح و جان انسان پیدا می شود و از آن به نور معرفت خدا و محبت خدا تعبیر می شود. این سرمایه در اثر ممارست در عبادت و عمل به دستورات دین در روح آدمی به وجود می آید.

بر همین اساس، انگیزه ی امام حسین(علیه السلام) در این نهضت مقدس، صرفا احیای ذکر خدا و جلوه گر ساختن جمال بی مثال الهی در روح و قلب انسان و حرکت دادن عالم انسان به سوی قرب و لقا و رضوان خداوند بود. او در صحرای عرفات دل به جمالی داده بود که با  چشم گریان و دست به سوی آسمان، می گفت:

"خدایا! کور است آن چشمی که تو را حاضر بر خود نبیند و آن بنده ای که بهره ای از محبت تو در قلب خود نیابد، سر مایه ی عمر را از کف داده است. "

این سخن را در عرفات گفت و در کربلا همان را با پیکر آغشته به خونش معنا کرد! در روز عاشورا در حالیکه زبان در دهان خشکش به زحمت می چرخید، می گفت:

"ای خدای من! من جز رضا به قضای تو دادن و تسلیم امر تو بودن هدفی ندارم؛ چرا که من، معبود و محبوبی جز تو نمی شناسم."

این حقیقت معنای لا اله الا الله است که امام حسین(علیه السلام) در کربلا و در روز عاشورا آن را نشان داد...

آری! شرف و کمالی که شایسته ی شأن امام حسین(علیه السلام) است، شرف شهادت در راه احیای دین خدا و کمال روشن نگه داشتن مشعل ایمان به خدا در دل ها و ثابت نگه داشتن نام خدا بر زبان هاست. لذا امام حسین(علیه السلام) تنها، فدای خدا و شهید دین خدا است؛ نه شهید راه آزادی منهای ایمان به خدا.

(بر گرفته از جزوه ی "صفیر هدایت(هدف سید الشهدا،احیای دین خدا)"، تالیف ایت الله سید محمد ضیاءآبادی)

فرا رسیدن

ماه بندگی و آزادگی،

ماه محرم

بر شما دوست گرامی تسلیت باد.



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 10:24  توسط سعید 
یه پهلوون تو کربلاست
در نگاه به قلّه ‏هاي رفيع ايمان و شجاعت و وفا، چشم ما به وارسته مردي بزرگ و بي ‏بديل مي ‏افتد، به نام عبّاس فرزند رشيد اميرالمؤمنين(ع) كه در فضل و كمال و فتوّت و رادمردي، الگويي برجسته است. در اخلاص و استقامت و پايمردي، نمونه است و در هر خصلت نيك و صفت ارزشمندي، كه كرامت يك انسان به آن بسته است، سرمشق است. ما پيوسته دين باوري و حقجويي و باطل ستيزي و جانبازي را از او آموخته ‏ايم و نسل الله ‏اكبرِ امروز، وامدار مكتب جهاد و شهادتي است كه اباالفضل(ع) در آن مكتب، علمدار است و همچون خورشيد، درخشان.

اينك، گرچه از صحنه‏ هاي آن همه ايثار و دلاوري و وفا كه در عاشورا اتّفاق افتاد و آينه‏ اي فضيلت نما پيش چشم جهانيان نهاد، بيش از هزار و سيصد سال ميگذرد، امّا تاريخ، روشن از كرامت هاي عباس بن علي(ع) است و نام ‏او با وفا، ادب، ايثار و جانبازي همراه است و گذشتِ اين همه سال، كمترين غباري بر سيماي فتوّتي، كه در رفتار آن حضرت جلوه‌گر شد، ننشانده است.

عاشورا روز پر شكوه و الهام بخش و پر حماسه‏ اي بود كه انسانهايي والا و روح‏هايي بزرگ و اراده‏هايي عظيم، عظمت و والايي خود را به جهانيان نشان دادند و تاريخ از فداكاري عاشوراييان، روح و جان گرفت و زمان با نبض كربلاييانِ قهرمان و حماسه آفرين، تپيد. كربلا مكتبي شد آموزنده و سازنده، كه فارغ التحصيلان آن، در رشتهء ايمان و اخلاص و تعهّد و جهاد، مدرك و مدال گرفتند و ... عباس از زبده ‏ترين معرفت آموختگان آن دانشگاه بود.

هنوز هم اين مكتبِ عالي باز است و دانشجو مي‏پذيرد و يكي از استادان اين دوره ‏هاي آموزشِ وفا و مراحلِ كسبِ معرفت، علمدار كربلاست، ايستاده بر بلنداي عشق و شهامت، كه با دستان بريده ‏اش معبرِ آزادگي را ميگشايد و راه نور را نشان مي‏دهد و اين حقايق، همه در نام عبّاس نهفته است و همراه با اين نام،عطر يك «فرهنگ» به مشام جان مي‏رسد.

عبّاس يعني تا شهادت يكّه تازي             عبّاس يعني عشق، يعني پاكبازي

عبّاس يعني با شهيدان همنوازي             عبّاس يعني يك نيستان تكنوازي(1)

 



+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 10:46  توسط سعید 
چکامه نگاه
 

اين يادداشت ها،

از امشب تا چهل شب،

به نام و نيت تو نوشته مي شود

و من، كلمات ِ ساده و ساكتم را،

نذر مي كنم به هواي طلبت، آمدنت، بودنت، ماندنت، دوست داشتنت ...

از امشب،

چهل شب مانده به تو

و من،

هر شبانۀ تاريك

رو به قبلۀ ماه

ذكر آفتاب مي ريزم به رشتۀ نيلي تسبيح

و تو را مي خوانم به زندگي،

بهشت،

با باغِ دست هاي توست كه ممكن مي شود ...



+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 9:25  توسط سعید 
چیزی دیگه نمونده به عاشورا
دیگه چیزی نمونده به بزرگترین واقعه تاریخ

واقعه ای تکرار ناشدنی که مسیر تاریخ را به یکباره تغییرداد

اری عاشورا چیز دیگریست

 

 



+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 18:42  توسط سعید 
عید غدیر برهمه شیعیان جهان مبارک
 

 عید غدیر مبارک باد

Image hosting by TinyPic

 



+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 18:5  توسط سعید 
سلام
 

با عرض سلام خدمت دوستان گلم

عید غدیرو به همتون تبریک می گم

 

عید غدیر بر شمه مبارک

 

 



+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 17:57  توسط سعید 
مطالب گذشته
السلام علی الحسین و علی مقطوع الیدین
عباس قمربنی هاشم
یا جواد الائمه(ع)
امانت فاطمه
السلام علیک ایتهاالصدیقه الشهیده
السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)
به قدر فهم تو...........
فاطمه ریحانه رسول
سلام بر کریمه اهل بیت
السلام علیک یا فاطمه المعصومه(س)
السلام علیک یا امام حسن عسکری(ع)
چشمایی كه هنوز نگران امت است
خراسان می دهد بوی مدینه
بی شهد نبوت مدینه تبدار است
در سوگ یار
السلام علیک یا امام حسن مجتبی(ع)
بیست وهشتم صفر
در سوگ اربعین
اربعين حسيني، تكرار ياد و خاطره حماسه سازان كربلاست
میلاد امام موسی کاظم مبارک
براي افزايش آمار وبلاگتان مي توانيد لينك خود را ، به لينك باكس ارسال كنيد .

CopyRight http://saeed1366.blogfa.com .:. Tamplate Design by : GHALEBKADEH